باز هم دلتنگی
يک لحظه دلم براي بيقراري هايت تنگ شد ..
نگاهت را دوباره در ذهنم مرور کردم ...
دوباره آرام شدم ...
دوباره جان گرفتم ...
و دوباره عاشق شدم....
ولي...
باز دلتنگم....

از آسمان
تا زمین
راهی نیست!
اگر...
تو ماه شب باشی
و من برکه ی کوچک آب!

+ نوشته شده در شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت 17:26 توسط فرزانه
|


اینجارو انتخاب کردم... که گاهی بنویسم! نه فقط حرفای قشنگ قشنگ! گاهی فقط برای احساسم، گاهی برای شادیم ... گاهی به نسبت سنم! اینجا دفتر اقتضای منه!