واقعیت
« هنوز ديروزها
پرسه ميزنند اين پيرامون
فراموشي ميآيد پاورچين
خيمهاش را برپا ميكند خاكستري
و هربار آتش ميگيرد چادرش
از شعله سبز يك ياد.»

پ.ن: این شعر نو از خودم نیست.
پ.ن: فورجه ی ترم شروع شده...
پ.ن: واقعا بیچاره پشت کنکوریا ! بدترین و بیهوده ترین روزاتونه.
پ.ن: هیچ استثنایی وجود ندارد، ما هم درگیر تکرار میشویم،،، نه؟!
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 21:14 توسط فرزانه
|
اینجارو انتخاب کردم... که گاهی بنویسم! نه فقط حرفای قشنگ قشنگ! گاهی فقط برای احساسم، گاهی برای شادیم ... گاهی به نسبت سنم! اینجا دفتر اقتضای منه!